نقل قول

نقل قول
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

۷ مطلب توسط «ح. شریفی» ثبت شده است

همیشه دنبال یه چیزی بودم، یه چیزی که همه چیز باشه، همه چیزهای خوب.
چیزهای زیادی نوک زبونم هستش ولی یه عالمه چیزِ؛ چیزهای زیادی که تا اومدم اسمشون رو ببرم گفتم: چیز...
چیز می تونه من، تو، معصومیت، عشق، هوس و خیلی چیزای دیگه باشه.
تا به حال شده یه چیزی بخوای و یه چیز دیگه نصیبت بشه؟
یا یه چیزی دَمِ دستت باشه ولی نتونی ازش استفاده کنی؟
یا یه چیزی ازت بخوان ولی ندونی اون چیز چیه؟
برا من شده، چیزهایی تو دلم هستند که اگه بشنوی مو رو بدنت چیز میشه!

چیز
۳۴ نظر موافقین ۱۱ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۲۲
ح. شریفی
تو فیلمی که داشتم می دیدم، طرف به دوستش میگه:
گاهی وقت ها با یه نفر آشنا می شی، میره بیرون مردم رو میکشه و قبل از اینکه سرش برسه به بالش خوابش برده. می دونی قبلاً فکر می کردم اگه آدم این جوری بود بهتر می شد، نه؟. که شاید این نشانه ضعف من بود؛ بعدش متوجه شدم که نه، همین احساساته که بهمون یادآوری میکنه ما انسان هستیم.


انسانیت
۲۶ نظر موافقین ۱۳ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۲۱
ح. شریفی
وقتی کلمات تمام می شوند، حس می کنی داری تمام می شوی
کم می آوری، موهای سرت را میسپاری به انگشتانت و به آرنجت تکیه می دهی؛ خیره می شوی به کاغذ کاهی، به پنجره ی باز، شاید هم به شمعدانی ها، یا شاید هم به حوض خالی از ماهی.
موهای سرت را از این دست به آن دست می دهی و تکیه گاه تو آرنج دیگرت می شود. قلم را بی هوا بر روی برگه ی نیمه جان می چرخانی، چندی کلمات پرت و بی هدف را کنار هم به صف می کشی، قطاری درست می کنی از جملات ناموزون؛ صدای آن همچون ویولنی دیلاق، در دست کودکی خُرد که بی هدف با آرشه
بر روی سیم های آن می کشد، شروع به حرکت می کند.
و تو باز خیره می شوی، کمی دورتر از حوض خالی از ماهی،
این بار به گلدان های پُر از احساس های پژمرده، به آفتابی که در حال رخت بستن است.
نگاهت می چرخد به آینه ی دق، به کاغذ کاهی، وقتی کلمات تمام می شوند، حس می کنی داری تمام می شوی.

وقتی کلمات تمام می شوند


۲۰ نظر موافقین ۱۰ ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۳۰
ح. شریفی
طاقچه را نصب کردم، خواستم پیشنهاد بدهم شما هم آن را نصب کنید. علاوه بر فروش کتاب، کتاب های رایگان زیادی دارد

بر روی تصویر کلیک کنید
در ابزار مایکت یا بازار، طاقچه رو جستجو کنید

زنگ تفریح1

بعد از نصب این صفجه نمایش داده می شود/ کتابخانه ی شماست ( خالیی ست)
بر روی گزینه فروشگاه کلیک کنید (با توجه به فلش تصویر)

زنگ تفریح1

تصویر زیر نمایش داده می شود
( صفحه را اسکرول کنید و به پایین بروید)


زنگ تفریح1

در قسمت رایگان و همینطور « مطالعه در وقت اضافه »
می توانید کتاب مورد نظر خود را انتخاب کنید


زنگ تفریح1

بعنوان مثال « بوف کور »
بر روی دریافت کلیک کنید


زنگ تفریح1

پس از دریافت می توانید از اینترنت خارج شوید
و با کلیک روی مطالعه می توانید کتاب بخوانید


زنگ تفریح1

نمایی از کتاب

زنگ تفریح1

زنگ تفریح1


می دانم کتاب خواندن به صورت فیزیکی ( کتاب در دست ) صفای دیگری دارد. اما خریدن این همه کتاب مستلزم هزینه ی زیاد است. گرچه کتاب ارزش دارد، اما توان مالی اندک است. پس برای کتاب های رایگان نیازی نیست پول بدهیم.

موفق باشید.
۲۶ نظر موافقین ۱۳ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۳۸
ح. شریفی

اگر در کربلا، اسلام کمان باشد؛

حسین تیرِ کمان باشد؛

علی پرهای آن باشد؛

بی شک پیکان تیر زینب بود.


زینب سلام الله علیها


سلام بر تو که هم کاخ و هم اربابش را لرزاندی

۱۸ نظر موافقین ۸ ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۳۸
ح. شریفی

به گمانم کلمات تأثیر خودشان را از دست داده اند؛ دستکم  برای من اینگونه است.

می نویسم و خط می زنم.

کاغذهای مچاله در گوشه ای از اتاق تلنبار شده اند و من باز می نویسم و خط می زنم.

دیگر احساسم برای تو جوانه نمی زند، حتی فکرم برای تو هدر نمی رود.

شاید بی مهر شده ام؛ شاید تو اینگونه خواستی و من در دام ناخواسته ها افتادم.

از حاتم بعید نبود که بخیل شود ولی از تو بعید بود که بی مهر شویی.

همه رویایم این بود که تو را دارم، ولی غافل از اینکه همه داشته ام رویا بود.

نظرت چیست که این یکی را هم مچاله کنم؟

کاغذهای مچاله

۸ نظر موافقین ۹ ۰۷ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۱۳
ح. شریفی

از یه دیالوگی خیلی خوشم اومد

میگه: گرگ ها هیچ وقت گوزن های بدشانس رو شکار نمی کنند، اون ها فقط گوزن های ضعیف رو شکار می کنند

۱۲ نظر موافقین ۱۸ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۲۱
ح. شریفی