نقل قول

نقل قول
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسنده

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

دلم را با چشمانت اسیر کردی، هرچه شد از بیخردی عقل بود و از سُستی دل. مرا به دل ملامتی نیست عجبم از عقل است که جهان را به جامی به تو فروخت. جام را در ظرفی از نگین شب گذاشتی و در آن جرعه جرعه از مروارید چشمانت ریختی و من له له زنان به سوی جام خیز برداشتم. آرام آرام بر دل به زنجیر بسته تکیه زدی و جام را به من تعارف کردی؛ این بار عقل سُست شد و دلی در کار نبود و من جام را با یک جهان از مروارید چشمانت نوشیدم. این بار عقل اسیر جام جهانی چشمانت شد.


جام جهانی چشمانت


چالش رادیو بلاگی ها

دعوت می کنم از قدح و میرزا مهدی و رویا رویایی

۳۲ نظر موافقین ۱۹ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۰۹
ح. شریفی
روزها خود به خود شب شده اند و چشم ها دیگر خورشید نمی بینند. هرچه هست دروغی بیش نیست، هرچه هست سیاه نمایی ست.
وقتی که تو پیروز شدی ما همه باختیم حتی ستون های حامل هدایت. بعد از تو آمدند نام تو را دفن کردند، زهر دادند و سر بریدند. همان روز که آفتاب بعد از تو غروب کرد دیگر طلوع نکرد.
وقتی دیدند آفتاب طلوع نمی کند نام تو را علم کردند و ادای تو را در آوردند. حیف که نیستی تا ببینی نام تو را نگین گرفته اند و آن را به بیوه ی آبستن از شیطان فروختند، تا فرزند نامشروع خود را به جای فرزند مشروع تو جا بدهند.
حیف که نیستی تا ببینی از نام تو فقط سایه مانده که آن هم اسیر شیطان است. راستی فرزند تو کی قرار است نشسته در نیام را بِکشد؟

نشسته در نیام

نیام: غلاف شمشیر و کارد و خنجر

۵۴ نظر موافقین ۲۷ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۵۷
ح. شریفی